ژانر جدید شعرام توی وبلاگ جدیدم:شعر مآبانه http://haavin.persianblog.ir/ مشتت را باز می کنی آرام،چیزی نجوا کردی باز هم می خوانم توی نگاهت می پرسی می گویم سرد است ساعتها هنوز هم توی نگاهت دنبال چیزی می گردم می خوابم ذهنم را مسموم می کنم باشد،تلخی نمی کنم با،مداد دور؟ چیزی مثل رویا

هزار شاپرک روی موهایم می نشینند
می خندی
ته دلم چیزی می لرزد
نگرانم
تمام می شود و شاپرکها می روند
و من می مانم و
مشت خالی تو

نشنیدم ولی نگاهت که کردم دیدم لبخند می زنی
برایت ترانه ای خواندم که تو را برد به روزهای عاشقی
گفتی صدایت را دوست دارم
باز هم بخوان
و من تا ابد خواندم
آنقدر که یادم رفت،هستم
من نمی ترسم که روزهای خوب،دیگر نباشند
همین که روزگاری تو بودی و عشق بود و لبخند روی لبانت بود
کافی است
می خواهم تمام روزهای زیبا را از یاد نبرم
می خواهم تو را از یاد نبرم

دنبال چیزی می گردم
رویت را برمی گردانی
خواب مرا می دیدی؟
انگار یادت رفته
که خودت نخواستی
خوابت را ببینم
باد می آید
نگرانم می شوی
می آیی کنارم
نگاهم می کنی
شاید روزها
تا خوابت را ببینم

فکر سمجی ته ذهنم چسبیده
و مثل کرم
می لولد و
نمی گذارد به مسخره گیِ نبودنها بخندم
انگار دارد ذهنم را می خورد
و خرده هایش را
خاک می کند و
می ریزد در چشمهایم
اشکهایم از غم نیست
ولی او همچنان می لولد و می خراشد و
تکه تکه می کند
و ذهنم را پر می کند از سه نقطه
که با هیچ واژه ای نمی توان جای خالی را پر کرد
حتی با تو!

نگران نباش
با،مداد می نویسم
که اگر قشنگ نبود،پاکش کنی
و مچاله کنی و بیندازی دور
دور؟
یعنی آنجایی که هستی؟
حالا بیا بخوان و
پاک کن
سفید سفید
مثل روز اول
همان روز که هم قدم شدیم
و رازی در چشمانمان به هم گره خورد
بعد از آن،با هم نوشتیم
تو پاک کردی
انداختی دور
یعنی آنجایی که رفتی؟

آسمان می غرد
خیره،بیرون را نگاه می کنم
فرار همگانی از باران
و بیرون آمدن کرمها از خاک
نفس تلخی که می کشم تو را می رنجاند انگار
تو موهایم را شانه می کنی
می بافی
آرزو می کنم زیر باران بودیم
خیس می شوم از باران
تو می ترسی من سرما بخورم
من مواظب کرمها هستم که زیر پایم له نشوند
و می خندی
من هم خنده ام می گیرد
دوست دارم برگردیم تا دوباره موهایم را شانه کنی

صدایی مثل ترانه
گوشم پر می شود
تو هستی انگار
جایی کنار من
حس می کنم چیزی مرا بالا می کشد
بی وزنی
چشمانم را باز نمی کنم
فقط حس می کنم
لمس وزشی خنک
سنگینی یک نگاه
صدای کسی
صدای آشنا
صدای تو
زمزمه..سکوت..زمزمه
پرواز
نمی دانم کجا ولی می روم
انگار باد مرا می برد
با تو
رنگها در هم می پیچند
و صداها
و زمزمه ها
و بعد
.
.
سکوت
آرامش با تو و نگاه تو
چشمانم را باز می کنم
نگاهت می کنم
و این بار در چشمان هم غرق می شویم
.
.
زمزمه ای که به سکوت تبدیل می شود
و ما در هم گم می شویم
.
.
چیزی شبیه دوستت دارم
| Design By : Mihantheme |

